سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

427

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

است كه علماى معاصر با نظرات فيلسوفانهء وى اختلاف داشتند . تاريخ وفاتش 30 شوال 1324 ه ق است . تصانيف او عبارتند از : بصاير ، در ردّ مذهب طبيعيون و عقايد وهابى ( چاپ باغ حسام الملك در مدارس ) . غنى نقى زيدپورى 1220 ه ق / 1805 م 1257 ه ق / 1841 م مولانا سيد غنى نقى شاگرد سيد العلماء مولانا سيد حسين عليين مكان و دوست مفتى محمد عباس و يكى از سادات رضوى و از امراى زيدپور بود . در فقه ، كلام بخصوص در لغت و ادب بسيار مهارت داشت ، نمونه‌اى از نظم و نثر وى در كتاب نجوم السماء موجود است . از همان نوجوانى به حسن اخلاق مشهور بود و در زمان سلطان غازى الدّين حيدر هيئتى از مصنفان تشكيل شد كه مولانا نيز يكى از اعضاى اصلى آن هيئت بود و گفته شده كه در تهيه و تدوين كتاب « تاج اللغات » شركت داشته يا شايد قسمتى از آن تأليف وى بوده است . از همدرسان و دوستان خاص مفتى بود . نامه‌هاى مفتى در كتاب ظل ممدود و ديوان رطب العرب موجود است . افسوس كه مولانا غنى نقى در سن سى و سه‌سالگى در 11 جمادى الثانى 1257 ه ق درگذشت و جنازهء وى از لكنهو به زيدپور انتقال داده شد . مفتى محمد عباس در سال 1274 ه ق وقتى به زيدپور رفت بر قبر مولانا غنى نقى فاتحه خواند و اين شعر را سرود : به مرقد رسيديم با همدگر * فشانديم گل ، از دعاى سحر دلم سوخت بر قبر آن قدردان * ز دل سورهء قدر خواندم بر آن به ياد اندر از صحبت پاك او * نشستيم تا دير ، بر خاك او بسى از سر شام تا نيم‌شب * ز حرف و حكايت نمىبست لب به تشويق من شوق اشعار كرد * به اصلاح من در سخن كار كرد درين وادى آمد ز آورد من * تصانيف او هم قلم خورد من سفر كرد چون در شباب از جهان * ز جد و پدر داشت چندى نشان كنون زو بجز استخوانى نماند * ز اصل و فروعش نشانى نماند